Gallery Press News  
 

له باره‌ی ئێمه

اهداف و وظايف تحولات دمکراتيک

الف) گذار از نظام دين‌سالار و رفع سياستهاي فشار و انکارِ مغاير با حقوق و آزاديهاي انساني حاکم بر ايران, و ايجاد جامعه‌اي "دمکراتيک ـ اکولوژيک" در چارچوب يک اتحاديه فدارتيو.
بنابراين:
1 ـ مبارزه با تمام گرايشات و ساختارهاي مبتني بر سنت‌گرايي, فاناتيزم ديني, ملي‌گرايي تنگ و شوونيستي که مانعي براي تحقق دمکراسي معاصر و اتحاد آزادانه خلقهاست.
2 ـ نيرومند ساختن سازماندهي‌هاي دمکراتيک زنان, جوانان, کارگران, کارمندان و گروههاي صنفي ديگر در راستاي تحقق و توسعه جامعه مدني و اقدام به توسعه نهادهاي جديد؛ . در صورت مانع‌سازي رژيم و عوامل آن, بايد خلق را بر اساس آگاهي از خط دفاع مشروع به سازماندهي دمکراتيک واداشته و نافرماني مدني را در همه جا گسترش داد.
3 ـ نظم بخشي به کليه اقشار اجتماعي و نيروهاي سياسي طرفدار دمکراسي در ايران به شکل بلوکهاي دمکراتيک و ايجاد "کورديناسيون جامعه دمکراتيک ـ اکولوژيک". اين کورديناسيون وظيفه هماهنگي و پيشبرد مبارزات مشترک را بر عهده مي‌گيرد.
4 ـ مهيا نمودن امکان مشارکت آزادانه خلقهاي ايران در يک نظام سياسيِ دمکراتيک, مبنا قرار دادن منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد و تدوين قوانين اساسي بر اساس آزاديها و حقوق جهاني, و معيارهاي دمکراتيک.
5ـ مبارزه بر ضد نمادها و نهادهاي ضد حقوقي نظام حاکم همانند اعدام، قصاص، رجم، شلاق، دادگاههاي تفتيش عقايد و غيره.
6 ـ مخالفت با هر گونه اعمال فشار بر اقليتهاي ملي و ديني، در نظر گرفتن از فرهنگهاي مختلف بعنوان يک غنا و مبارزه عليه کليه اقدامات زورمدارانه و خشونت‌گرايي نيروهاي ارعابگر رژيم, لباس شخصي‌ها, نيروهاي جنگ ويژه و رانتيران.
7 ـ تلاش در جهت ايجاد آگاهي اکولوژيک و برقراري توازن بين جامعه و طبيعت, بکارگيري امکانات علمي و تکنولوژيکي در راستاي خدمت به انسان, حفاظت از محيط‌زيست در چارچوب اخلاقي علمي و بر اين اساس بوجود آوردن زمينه براي ايجاد جامعه و محيط‌زيستي سالم.

ب) بنيان نهادن جامعه‌اي آزاد و دمکراتيک در چارچوب جمهوري فدرال دمکراتيک ايران.
بنابراين:
1 ـ تاسيس جمهوري فدرال دمکراتيک که تمامي هموطنان فارس, کرد, آذري, بلوچ, ترکمن, عرب, اقليتهاي ديني و ... تحت عنوان شهروند برابر و آزاد در بنياد آن مشارکت داشته باشند. حقوق مشارکت دمکراتيک بايستي در قانون اساسي به رسميت شناخته شده و تضمين گردد.
2 ـ گذار از شيوه مديريتي متمرکز و ايجاد پارلمان محلي در چارچوب يک نظام فدرال دمکراتيک با حق تصويب قوانين مربوط به ايالت در پارلمان ايالتي.
3 ـ وضع قانون اساسي در پارلمانهاي ايالتي فدره مطابق معيارهاي جهاني حقوق بشر بطوريکه کليه حقوق سياسي, اجتماعي و اقتصادي خلقها و افراد تضمين گردد.
4 ـ تضمين حق آزادي بيان, انديشه, رسانه‌ها و ارتباطات در قانون اساسي و قوانين ايالتي و فراهم آوردن امکانات دسترسي سريع و آسان به اطلاعات علمي براي همه.
5 ـ تضمين حق تاسيس احزاب سياسي, سنديکاها و کانونهاي مختلف جهت پيشبرد مشارکت عمومي در نظام سياسي کشور و فراهم کردن آزادي تشکيلاتي.
6 ـ حمايت از کوچک کردن ارتشها و کاهش بودجه‌هاي نظامي و خارج ساختن آنان از حالت تهديد و مداخله‌گر حيطه سياست و تبديل آن به نيروي حافظ صلح و امنيت اجتماعي.
7 ـ مبارزه همه‌جانبه براي تحقق صلح و مخالفت با هرگونه پيمان‌نامه نظامي مخل امنيت در سطح ايران, منطقه و جهان.
8 ـ توزيع متعادل منابع کشور و مبنا قرار دادن يک سيستم اقتصادي که در چارچوب برنامه‌ريزي‌اي مناسب, منافع اقشار زحمتکش را مدنظر قرار داده و سيستم توزيعي عادلانه از درآمدها را ايجاد کند بطوريکه رفاه و توسعه اجتماعي را به پيش ببرد.
9 ـ تشويق ايجاد تعاونيهاي اقتصادي در ميان کليه اقشار اجتماعي و بويژه روستاييان.
10 ـ پيشبرد استفاده از فناوري مدرن, حمايت از استفاده صلح آميز از انرژي هسته‌اي، مبارزه با توليد و تکثير سلاحهاي کشتار جمعي، عدم پيوستن به پيمانهاي نظامي.
11 ـ پيشبرد سياستهاي حفاظت از محيط‌زيست.
12 ـ تاسيس يک سيستم بيمه درماني و بيمه اجتماعي ضامن حقوق زندگي و کار همه افراد جامعه.
13 ـ ارائه و اجراي پروژه‌هاي متنوع اشتغال‌زايي و کاهش ميزان بيکاري, فقر اقتصادي و جلوگيري از فرار مغزها به خارج.
14 ـ انجام فعاليتهاي اجتماعي, فرهنگي و آموزشي و ورزشي جهت توسعه سالم فکري‌, رواني و جسماني جوانان و فراهم نمودن امکانات کافي جهت فعال نمودن آنان براي مشارکت در حيات سياسي و اجتماعي.
15 ـ تاسيس نظام آموزشي ـ فرهنگي‌ مستقلي که فرد و جامعه آزاد را پرورش دهد و وضع قوانين مربوط به حداقل تحصيل.
16 ـ ايجاد نهادها ي حقوقي آموزشي جهت افزايش سطح آگاهي‌هاي حقوقي و قانوني افراد جامعه.
17 ـ تلاش براي پيشبرد آزادانه هنر و ادبيات و ايجاد امکانات جهت پيشرفت آن در همه عرصه ها.

ج) در قرن 21 که عصر آزادي زنان مي‌باشد, لازم است نظام مردسالار را به شکلي ريشه‌اي متحول ساخته و ماهيت و ارزشهاي انقلاب نوسنگي را به عنوان اولين انقلاب انساني, به تمدن دمکراتيک انتقال داده و بدين شکل به موقعيت نابرابر زن در جامعه طبقاتي پايان بخشيده و آزادي و مساوات را براي اين جنس فراهم نمود.
بنابراين:
1ـ پيشبرد مبارزات آزادي زن بر مبناي ايدئولوژي رهايي زن(ارائه شده از سوي رهبر آپو) همچون يكي از حركت‌هاي اساسي جامعه.
2ـ گسترش سازماندهي‌هاي مستقل زنان و ايجاد نهادهاي قانوني متعلق به آن نظير دفاتر, آکادمي‌ها و وقفها.
3ـ مبارزه با تمامي قوانيني که فشار و حاکميت برده‌وار را بر زن روا دانسته و تاسيس نهادهاي دمکراتيک حافظ منافع و حقوق زنان.
4ـ از ميان برداشتن نابرابري‌هايي كه با توسل به نگرش‌هاي ديني ـ مذهبي و ديدگاه حاكميت مرد بر زن اعمال مي‌شود و احقاق حقوقي برابر براي او.
5 ـ طرفداري از مشاركت مساوي, فعال و آزادانه‌ي زنان در عرصه‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي.

د) چاره يابي دمکراتيک مسئله‌ي كرد در ايران
بنابراين:
1ــ برسميت شناختنه شدن هويت ملي کردها در قانون اساسي بر مبناي اصل حق ملل در تعيين سرنوشت خويش
1ـ تضمين امكان مشاركت آزادانه‌ي كردها در اتحاديه‌ي فدراتيو دمكراتيك ايران از طريق گسترش نهادهاي مردمي و سازماندهي اقشار مختلف خلق كرد در ايران.
2ـ تلاش براي افزايش اراده و آگاهي‌هاي دمکراتيک خلق کرد و شرکت آنها از طريق ايجاد قدرت مديريتي ـ سازماني ذاتي.
3 ـ تلاش جهت ايجاد سيستم آموزش به زبان مادري براي كردها و بكارگيري آن با استفاده از کليه نيروهاي ملي در عرصه‌هاي انتشاراتي، تاريخي، فرهنگي و هنري و نهادينه ساختن آن.
4ـ تلاش جهت آشكار ساختن گذشته تاريخي و فرهنگي كردها در ايران و حفاظت از ميراث‌هاي تاريخي ـ فرهنگي آنان. بدين منظور, ايجاد نهادهاي خاص توسعه فرهنگي در ايالتهاي فدره.
5 ـ از ميان برداشتن کليه تاثيرات فرهنگ و عادات عشيره‌گرايي‌ـ فئودالي جامعه کردستان.
6 ـ تلاش براي از ميان برداشتن تشکيلاتي چون پايگاه و هسته‌هاي بسيج شهر ـ روستا و جاش محلي در مناطق کردنشين.
7 ـ تلاش براي بازگشت هموطنان کردي که به دلايلي, مجبور به مهاجرت گشته, فراهم آوردن امکانات و حمايت از آنان.
8 ـ تضمين مشارکت دمکراتيک افراد و گروههايي که به دلايلي مختلف, غيرقانوني اعلام شده‌اند, در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي بر اساس حقوق شهروندي.
9 ـ تلاش جهت روشن ساختن قضيه جنايتهاي فاعل‌مجهول و قتلهاي زنجيره‌اي و مجازات عاملان آنها.

هـ) توسعه روابط و اتحاد ملي كردها و ايجاد سيستم روابط دمكراتيك با خلق كرد ساكن در ديگر بخش‌هاي كردستان با پيروي از خط‌مشي KONGRA - GEL .
بنابراين:
1ـ چاره‌يابي مسئله‌ كرد در هر بخش از كردستان در محدوده‌ي مرزهاي موجود و پيروي از استراتژي "ايراني دمكراتيك، كردستاني آزاد" در ايران و شرق كردستان.
2ـ تلاش جهت ايجاد همكاري و پشتيباني فعال از نيروهاي مبارزات دمكراتيكي در هر بخش از كردستان و برگزاري پلاتفرمها و تاسيس نهادهاي ملي متکي بر برنامه و توافقاتي مشترک.
3ـ همكاري فعال با تمامي ارگان‌هاي وابسته به KONGRA - GEL در راستاي حل مشكل كرد در خاورميانه, دفاع از حقوق کردهاي پراکنده در جهان و حمايت از پيشرفت فرهنگي آنان.
4 ـ اتخاذ موضعي مناسب جهت حمايت از حقوق اساسي كردهاي مهاجر و پناهنده.
5 ـ تلاش جهت تضمين حقوق اقليت‌هاي ساكن در كردستان.
6 ـ ايجاد توافق و پيمان با کشورهاي دمکراتيک و نيروهاي آزاديخواه, دمکرات و سوسياليست ايران, منطقه و جهان, حمايت متقابل از جنبشها و گروههاي حافظ محيط‌زيست و ضدفاشيست, انسانگرا و طرفدار حقوق بشر.

و) عملي‌ساختن استراتژي اتحاد دمكراتيك و روابط آزادانه خلق‌هاي ايران جهت دستيابي به اتحاديه فدراتيو دمكراتيك ايران, و برقراري رابطه و همكاري با نيروهاي دمكراسي‌خواه در ميان خلق‌هاي ايران.
بنابراين:
1ـ عقد پيمان با طرفداران دمکراسي در ايران.
2ـ گسترش روابط دمکراتيک ميان خلقهاي ايران با تکيه بر اشتراکات فرهنگي, تاريخي و تقويت آنها.
3ـ همکاري جهت سازماندهي ديگر خلقهاي ايران و کاناليزه کردن پتانسيل آنان در راستاي تحولات دمکراتيک.




Last updated: 2005-03-28